شهادت، دو زن به جای یک مرد!

در نگاه اسلام، زن و مرد هر دو از کمالات انسانی کاملا مساوی برخوردارند و در عین حال، دارای ویژگی‌های متمایزکننده‌ای هستند که هر کدام در جایگاه خود ارزشمند و ضروری است. این تفاوت‌ها به هیچ وجه به معنای برتری یکی بر دیگری نیست، بلکه عامل تقسیم نقش‌ها و مسئولیت‌ها در جامعه و خانواده است. به بیان دیگر، اسلام زن را مظهر زیبایی و مرد را مظهر جلال می‌داند. جلال مرد، او را به موجودی اجتماعی و تکیه‌گاه اقتصادی خانواده تبدیل می‌کند، در حالی که جمال زن، از او موجودی لطیف، تحلیل‌گر و حامی عاطفی خانواده می‌سازد.

آری، همان‌طور که زن در ایجاد فضایی گرم و عاطفی در خانواده نقش محوری دارد و برای مردان پناهگاهی جذاب و ستودنی هست، مرد نیز با ویژگی‌های اجتماعی خود، مایه استقلال، عزت و امنیت خانواده و جامعه بوده و محبوب زنان قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، زنان در پردازش عواطف و برقراری ارتباط مهارت بیشتری دارند، در حالی که مردان در پردازش محرک‌های مرتبط با خطر و رقابت عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند.

بررسی فیزیولوژیکی تفاوت؛

برخی تحلیلگران بر این باورند که به‌طور متوسط، مغز زنان اندکی بزرگتر از مغز مردان است (با در نظر گرفتن نسبت اندازه مغز به جثه). این امر به دلیل بزرگتر بودن “دستگاه لیمبیک” در مغز زنان است که مسئول پردازش عواطف و احساسات است. این دستگاه تحت تأثیر هورمون‌های استروژن و پروژسترون به ایجاد تفاوت‌های ظریف و در عین حال مهمی در گرایش‌ها و نیازهای دو جنس به یکدیگر منجر می‌شود.

از علل ساختاری و فیزیولوژیکی تفاوت های زن و مرد میتوان به تاثیر استروژن بانوان بر فعالیت هیپوکامپ (ناحیه مرتبط با حافظه) و تستوسترون آقایان بر فعالیت آمیگدالا (ناحیه مرتبط با پردازش ترس و واکنش‌های احساسی) اشاره کرد.

یکی از اساتید در بیان تفاوت های زن و مرد می‌فرمود: «اگر عاطفه را به تصویر بکشیم، “زن” با تمام عقلانیتش نمایان می‌شود و اگر عقلانیت را مجسم کنیم، “مرد” با تمام احساساتش جلوه‌گر می‌گردد».

آری؛ داشتن دلی پر مهر و عاطفه و احساساتی آتشین از خصائص زنان است و بهمین جهت است که اکثر بانوان از صحنه های احساسی و عاطفی بیشتر به هیجان می‏آیند و متأثر می‏شوند.

وقتی که در حوزه تکوین این ویژگی‏ها وجود دارد، در حوزه تشریع (برای محکم کاری) معقول است که تفاوتی قائل شویم.

نتیجه؛ از آنجا که نمی‌توان تأثیر عواطف بر قضاوت و شهادت را نادیده گرفت، دستورالعمل آیه زیر کاملاً منطقی به نظر می‌رسد:

…وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ ۖ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ…

و دو شاهد از مردانتان را [بر این حق] شاهد بگیرید، و اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن را از میان شاهدانی که می پسندید، شاهد بگیرید تا اگر یکی از آن دو زن [تحت تاثیر هیپوکامپ] فراموش کرد، آن دیگری او را یادآوری کند.
(بقره، 282)

بنابراین، حضور دو زن در کنار یک مرد در شهادت، سازوکاری برای تضمین دقت و جلوگیری از خطا و فراموشی است، به ویژه که شهادت، در اکثر موارد نیازمند دوری از احساسات است. 

نکاتی قابل ذکر:

  • آنچه در وضع قانون موثر است لحاظ امور غالب و عادی است. ممکن است در بین بانوان افرادی باشند که از تاثیر احساسات در رفتار و گفتار مانند بسیاری از مردان مبرا باشند ولی نمیتوان قانون را برمبنای استثنائات چید.
  • باید توجه داشت گواهی دادن یک وظیفه و مسئولیت است نه یک حق! پس اگر شهادت برخی از افراد در دادگاه پذیرفته نشود، یا کم تر پذیرفته شود، گویای سهل تر بودن تکلیف و مسئولیت آنان است نه تضییع حقوق آنها!

نظرات کاربران

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *